ایرانسلطان (عمه نازنینم)
از رستم و اجداد ما ؛ ایران سلطان مانده است
بنت علی خان است او ؛ با عشق ایران مانده است
این آخرین سلطان ما ؛ در شهر تهران مانده است
بادا خداوند یار او ؛ اکنون که خندان مانده است
جانا به نیکی یاد آر ؛ از همسرش ؛ نیکو سرشت
رحمت خدای عز و جل ؛ بر او که پنهان مانده است
سلطان ما ایران ماست ؛ این عمه جان سلطان ماست
جانا به او جان تازه ده ؛ آن گه که بیجان مانده است
معبود ما ، محبوب ماست یاری که حیران مانده است
بر او نظر افزون نما ؛ سلطان ز گیلان مانده است
جانا نظر افزون نما ؛ ایران ز گیلان مانده است
یکم دیماه 1395
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۵/۱۰/۰۲ ساعت 17:26 توسط س.محمودي(سيامك ستايش)
|
فرزند گيلان سرسبزم و مستقر در تهران.